افسردگی یکی از اختلالات خلقی است که به علت شیوع فراوان آن در میان اختلالات روانپزشکی به سرما خوردگی روانی شهرت دارد این بیماری با غمگینی شدید و یأس و ناامیدی و ناتوانی در لذت بردن کارهای روزمره تعریف می شود و نباید این اختلال را با احساس غمگینی گذرایی که در زندگی تجربه می کنیم و معمولا در واکنش به اتفاق ناخوشایند ایجاد می شود، اشتباه گرفت.  


  (Depressive Disorder)

  افسردگی یکی از اختلالات خلقی است که به علت شیوع فراوان آن در میان اختلالات روانپزشکی به سرما خوردگی روانی شهرت دارد این بیماری با غمگینی شدید و یأس و ناامیدی و ناتوانی در لذت بردن کارهای روزمره تعریف می شود و نباید این اختلال را با احساس غمگینی گذرایی که در زندگی تجربه می کنیم و معمولا در واکنش به اتفاق ناخوشایند ایجاد می شود، اشتباه گرفت.  

این بیماری در هر سنی ، از کودکی تا سالمندی ممکن است دیده شود و حدودا" از هر 5 زن 2 نفر و از هر 10 مرد ، یک نفر در طول زندگی خود ، زمانی بیماری افسردگی را تجربه خواهد کرد. در اختلال افسردگی ، افراد علایمی را تجربه می کنند که شامل موارد زیر می باشد.

  1. احساس خستگی زیاد که ممکن است با دردها و ناراحتی های جسمی از جمله سردرد همراه باشد که به آن کمبود انرژی می گویند.

  2. عده ای از این افراد ممکن است احساس کنند، غذایی را که می خورند بی مزه است یا اشتهایی برای غذا خوردن نداشته باشند که به آن بی اشتهایی می گویند و یا ممکن است میل شدیدی به غذا خوردن داشته باشند و به عبارتی پر اشتها شوند.

 

  3. عده ای از این افراد ممکن است به سختی بخوابند و در خواب بارها بیدار شوند، به عبارتی دچار کم خوابی شوند و عده ای ممکن است تمام ساعات روز را بخوابند، به عبارتی دچار پرخوابی شوند.

 

  4. معمولاً در این افراد میل جنسی از بین می رود و دچار کاهش میل جنسی می شوند.

  5. عده ای از بیماران افسرده ممکن است احساس کنند، که دست و پاهایشان سست و بیحال است و به کندی و به آرامی کار می کنند و راه می روند که به این حالت کندی روانی- حرکتی گویند.

  6. عده ای از بیماران هم نمی توانند یک جا بند شوند و آرام و قرار ندارند، مدام قدم می زنند و راه می روند و بی تاب و بیقرار می باشند که به این حالت بی قراری روانی- حرکتی گویند.

  7. وقتی این افراد کاملاً نامید و غمگین هستند ، ممکن است که قصد خودکشی و آسیب زدن جهت خاتمه دادن به زندگی خود را داشته باشند و به خودکشی فکر کنند.

 

  8. توجه کردن به قدری برای این افراد سخت است که در یادگیری دچار مشکل می شوند و نمی توانند در مورد اینکه چه کاری می خواهند انجام بدهند ، تصمیم بگیرند به عبارتی دچار مشکل در تصمیم گیری یا تمرکز می شوند.

  9. این افراد مدام خود را سرزنش می کنند و احساس بی لیاقتی و به عبارتی احساس بی ارزشی دارند.

  اختلال افسردگی چند نوع می باشد؟

  به شکل اصلی ، افسردگی براساس علائمی که ذکر شد مشخص می شود و به طور تشخیصی دو نوع اختلال افسردگی از هم متمایز می شود . اختلال افسردگی اساسی disorder) (major depressive و اختلال افسرده خویی (Dysthymia disorder)

  نحوه برخورد اطرافیان با افراد دارای اختلال افسردگی

  کاری که اطرافیان افراد دارای افسردگی می توانند انجام دهند تا آنها دوباره به حالت طبیعی برگردند و از زندگی لذت ببرند، می تواند پیشنهادات ساده زیر را دربر گیرد.

  · مدام به آنها سر بزنید.

  · به چشمانشان نگاه کنید و بیشتر به آنها لبخند بزنید.

  · بیشتر به حرفهایشان گوش کنید.

  · به آنها بگویید که کدام کارهایشان شما را تحت تاثیر قرار داده است ، شما را به فکر انداخته و احساس بهتری به شما داده یا باعث شده روحیه تان بهتر شود.

  · از آنها بخواهید با شما به پیاده روی ، سینما ، یک رستوران زیبا یا حتی باغ وحش بیایند .

  · اگر به خودشان تکان ندادند، اشکالی ندارد، از آنها بخواهید با شما شطرنج بازی کنند یا یک فیلم کمدی بگیرید و در کنارشان تماشا کنید . یادتان باشد نباید آنها را مجبور به کاری بکنید.

  · از آنها بخواهید چیزهایی را لمس کنند، اشیایی با بافت و رنگهای مختلف بیاورند و از آنها نظرشان را بخواهید یک غذای خوشمزه و خوش ظاهر برای آنها درست کنید، سعی کنید لذتهای کوچک وارد لحظاتشان کنید.

  · بلند به آنها بگویید که برایتان مهم هستند ، بگویید که دلتان برایشان تنگ شده و دلتان می خواهد برگردند و دوباره با شما خوش بگذرانند ، هر چیزی که در موردشان دوست دارید را به زبان بیاورید.

  · کارهایی که فقط با دوستان صمیمی خود انجام می دهید با آنها تکرار کنید ، مثلاً با آرنجتان به بازویشان بزنید یا آرام با یک دسته کاغذ لوله شده بزنید روی سرشان، باید سعی کنید رفاقت خود را به آنها نشان دهید.

  · به جای اینکه بپرسید حالشان چطور است بپرسید دوست دارند برای خوش گذرانی امروز چه کاری کنند و در آن کار همراهیشان کنید ، به آنها بگویید که کاملا مشخص است که حالشان بهتر شده و بعد حالش را بپرسید و واقعاً به جوابی که می دهند گوش کنید.

  · اگر خجالت زده بودندیک داستان مشابه در مورد خودتان بگویید و پشت سر آن داستان های دیگر که از خجالت زدگی کسان دیگر شنیده اید را مثل لطیفه برایشان تعریف کنید، هیچ چیز بیشتر از دیدن احساس خجالت زدگی دیگران این درد را در انسان تخفیف نمی دهد.

  · اگر افسرده هستند پس حتماً احساس ناامیدی می کنند این مشکل برایشان بدون راه حل به نظر می رسد ، بعد از اینکه برای کم کردن شدت افسردگی شان به آنها کمک کردید ، اگر دوست داشتند در مورد آن صحبت کنند به آنها نشان دهید که چطور می توانند این مشکل را شکسته و به چند تکه تبدیلش کنند و بعد ببینند که کدام قسمت آن بهتر است و سعی کنند راه حلهای سالمی برای آن مشکل خاص پیدا کنند تا بتوانند مشکلات و دشواری ها را حل کنند نه تحمل .

  درمان دارویی افسردگی

  استفاده از دارو درمانی احتمال بهبود بیمار افسرده را ظرف یکماه آینده تقریباً 2 برابر می کند ظهور اثرات درمانی چشمگیر تمامی داروهای ضد افسردگی موجود 4-3 هفته طول می کشد و هر چند اثرات این داروها ممکن است زودتر شروع گردد.

  شایعترین اشتباه بالینی که باعث می شود امتحان یک داروی ضد افسردگی با شکست روبرو گردد مصرف دارو به مقدار ناکافی مدت نا کافی داروی ضد افسردگی را باید تا حداکثر سطح توصیه شده بالا برد و حداقل 4 یا 5 هفته در آن سطح نگه داشت تا بتوان امتحان یک دارو را ناموفق دانست.

  مدت مصرف دارو و پیشگیری : درمان ضد افسردگی حداقل به مدت 6 ماه یا اگر دوره قبلی طولانی تر بود به اندازه طول مدت آن باید ادامه داد. در چندین مطالعه نشان داده شده است که درمان پیشگیرانه با ضد افسردگی ها در کاهش تعداد و شدت موارد عود موثر است.

  هدف مرحله نگهدارنده درمان، پیشگیری از بروز دوره های جدید خلقی «عود» است. فقط بیمارانی که افسردگی های عود کننده یا مزمن داشته اند کاندید درمانی نگهدارنده هستند.

  انتخاب اولیه دارو: داروهای ضد افسردگی موجود از نظر اثر بخشی کلی، سرعت تاثیر یا اثر بخشی طولانی مدت تفاوتی ندارند وجود افتراق این داروها عبارتند از : 1- خصوصیات داروئی 2- تداخلات داروئی 3- عوارض کوتاه مدت و بلند مدت 4- احتمال بروز علائم قطع دارو 5- سهولت تنظیم دارو

  انواع داروهای ضد افسردگی:

  1. سه حلقه ای ها و چهار حلقه ای ها:

  سه حلقه ای ها همانند: آمی ترتیپلین – کلومی پرامین- ایمی پرامین- تری میپرامین-داکسپین- پروتریپتلین- دزی پرامین- نورتریپتلین

  چهار حلقه ای ها همانند: آموکساپین- ماپروتیلین

  2. SSRI ها: شامل فلوکستین- سرترالین- فلووکسامین- پاروکستین- سیتا لوپرام

  3. MAOI : فنلزین- ایزو کربوسازید- ترانیل سیپرومین- ملکوبوماید

  اقدامات پرستاری در بیمار افسرده

  مراقبت از بیمار افسرده می تواند در منزل ، درمانگاه و یا در بیمارستان انجام شود . این مسئله بستگی به شدت و ضعف علایم و نشانه های بیماری ، منابع حمایتی از بیمار و مراکز درمانی در دسترس دارد . اقدامات پرستاری از فرد بیمار باید ابعاد فیزیولوژیکی ، شناختی ، هیجانی و رفتاری وی را در برگیرد که به ترتیب در رابطه با هر بعد توضیح داده خواهد شد .

  ال ف ) مشکلات جسمی

  سلامت جسمی بیمار افسرده معمولاً به فراموشی سپرده می شود ، زیرا بیمار قادر به مراقبت از خود نیست و در نتیجه ممکن است نیاز به مداخله در خصوص تغذیه ، دفع ، خواب و بهداشت داشته باشد . نیازهای ایمنی ، رژیم غذایی ، شوک درمانی حیطه های دیگری هستند که نیاز به مداخله دارند .

  کاهش اشتها

  کاهش اشتها از علایم شایع افسردگی است ؛ بنابراین بررسی وضع تغذیه بیمار امری ضروری است ، بدین منظور باید میزان جذب و دفع بیمار و وزن روزانه اندازه گیری و ثبت شود . برای افزایش اشتهای بیمار پیشنهاد می شود ، غذاهایی که مورد علاقه و یا مورد تنفر بیمار است ، شناسایی شوند و غذای دلخواه وی فراهم گردد ؛ مطمئناً بیمار غذایی را که بیشتر دوست دارد بهتر می خورد . او را تشویق کنید که اگر اشتها ندارد ، در دفعات متعدد غذای مختصر تری را مصرف کند تا کالری بیشتری دریافت کند . هرگز غذای حجیم در سه وعده در اختیار بیمار قرار ندهید زیرا ممکن است مورد اعتراض بیمار قرار گیرد و حتی برای او غیر قابل تحمل باشد . در صورتی که صلاح می دانید از خانواده بیمار بخواهید تا غذایی را که بیمار از آن لذت می برد ، برایش تهیه کنند . در طول صرف غذا به منظور کمک کردن به بیمار و حمایت و تشویق وی ، در کنار او بمانید . از انجا که ممکن است بیمار دانش کافی و دقیقی در ارتباط با نقش غذای خوب در سلامت کلی انسان نداشته باشد ؛ در خصوص اهمیت تغذیه کافی و مایعات دریافتی برای بیمار توضیح دهید .

  مشکلات مربوط به دفع

  بیماران افسرده غالباً مشکلات دفعی دارند و بیشتر بدلیل بیحرکتی و کم تحرکی و کاهش تغذیه دچار یبوست می شوند . توصیه می شود که بیماران مواد غذایی پرفیبر به منظور پیشگیری از یبوست مصرف کنند و به نوشیدن مایعات زیاد و انجام ورزشهای جسمی به منطور افزایش اعمال دفعی بطور طبیعی تشویق شوند . بیمار ممکن است دچار احتباس ادرار شود که معمولاً با نوشیدن مایعات و تدابیر خاص این مشکل از بین می رود و ندرتاً نیاز به سونداژ پیدا می کند .

  

  غفلت در بهداشت فردی

  بیماران افسرده به دلیل کاهش فعالیت سایکوموتور ( Psychomotor ) و کاهش علاقه به خود و دیگران بطور معمول نسبت به بهداشت فردی خود غفلت می ورزند در صورتیکه بیمار قادر به انجام این فعالیتها نباشد ، پرستار باید او را در حمام دادن ، لباس پوشاندن و آراسته کردن خود ، کمک کند و در صورت لزوم حتی این اعمال را برای او انجام دهد ؛ ولی باید توجه داشت که درماندگی و وابستگی بیمار را تقویت نکند و تا آنجا که ممکن است به بیمار کمک کند تا خودش مراقبتهای لازم را در مورد خود انجام دهد . تمیز بودن بیمار و علاقه و توجه او به ظاهر خود باید از جانب پرستار مورد توجه قرار گیرد و بطور مثبت تقویت شود . باید به بیمار کمک کنید تا با اهداف مراقبتی مورد انتظار خویش آشنا شود . البته ، اهداف باید من ط قی باشند زیرا اهداف غیر قابل دسترس ، بیمار را در معرض شکست قرار می دهد و احساس ضعف را در او تقویت می کند .

  اختلال خواب

  اختلال خواب در بیماران افسرده شایع است . بیمارانی که مشکل به خواب می روند و یا در طول شب از خواب بر می خیزند و مجدداً به سختی به خواب می روند ، ممکن است با ماساژ پشت ، دوش ولرم و یا صحبت کوتاه ، یک لیوان شیر ولرم ، بهتر بخوابند . نباید اجازه داده شود که بیمار در طول روز بخوابد خوابهای مختصر در طول روز ، مانع خواب شب می گردد . بیماران افسرده دوست ندارند روز را از نو شروع کنند ، در نتیجه از رختخواب خود بیرون نمی آیند که در اینصورت پرستار باید با روشی آرام ولی جدی با آنها برخورد کند و از آنها بخواهد که از رختخواب خارج شوند . چنانچه بیمار در طول روز خواب آلود است ، به پزشک معالج پیشنهاد شود که داروهای بیمار به هنگام خواب تجویز شوند . همچنین انجام تمرینهای آرام سازی و موسیقی ملایم ممکن است قبل از خواب کمک کننده باشد و بیمار از خوردن و آشامیدن مواد غذایی حاوی کافئین از قبیل چای ، قهوه ، کولا قبل از خواب اجتناب کند .

  دستورات دارویی

  چون بیماران افسرده داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای ویا لیتیوم ( Lithium Carbonate ) مصرف می کنند ، باید به عوارض جانبی ، نشانه های مسمومیت و تداخل دارویی توجه شود . از عوارض جانبی این داروها می توان اثرات آنتی کلینرژیک را ملاحظه نمود که عبارتند از : خشکی دهان ، تاری دید ، یبوست ، احتباس ادرار ، کاهش فشار خون وضعیتی ، تندی ضربان قلب ، آریتمی ، بحران افزایش فشار خون .

  در خصوص خشکی دهان استفاده از آب نبات بدون شکر ، یخ و تر کردن لب ممکن است کمک کننده باشد لیکن رعایت بهداشت دقیق دهان بسیار مهم است . در مورد تاری دید به بیمار اطمینان دهید که پس از چند هفته علایم برطرف می شوند . در مورد یبوست ، غذاهای پرفیبر تجویز می شود و افزایش ورزشهای جسمی و مایعات دریافتی نیز باید مدنظر باشند . در مورد احتباس ادرار ، استفاده از کمپرس آب گرم و سرد در بالای پوبیس و باز نمودن شیر آب و در صورت لزوم استفاده از سونداژ توصیه می شود . در مورد کاهش فشار خون به بیمار آموزش دهید که بطور آهسته از حالت نشسته به حالت ایستاده تغییر وضعیت بدهد . کنترل فشارخون بطور مکرر انجام شود و تغییرات عمده باید گزارش و ثبت شود . بیمارانی که سابقه صرع دارند ، باید به دقت تحت نظر قرار گیرند .همچنین مصرف همزمان بازدارنده های مونوآمینواکسیداز ( Mono Amino oxidase Inhibitor ) و غذاهای حاوی تیرامین ( Tyramin ) ممکن است بحران افزایش فشار خون ایجاد کند ؛ بدین منظور باید غذاهای حاوی تیرامین از قبیل پنیر ، ماست ، موز ، شکلات ، کشمش و ترشیجات مصرف نشوند . علایم بحران شامل سردرد پس سری ، افزایش ضربان قلب ، درد قفسه سینه ، تهوع ، استفراغ ، افزایش فشار خون و اغماء است که در صورت مشاهده علائم ، دارو قطع گردد و داروهای ضدفشارخون با اثر کوتاه مدت طبق تجویز پزشک داده شود .

  از اثرات آنتی دوپامینرژیک ( Antidopamineregic ) این داروها عوارض عصبی است که بعنوان عوارض خارج هرمی یا اکستراپیرامیدال نامیده می شود که شایعترین آنها پارکینسون ( s Disease ’ Parkinson ) است . معمولاً پنج روز بعد از شروع مصرف داروها ، از علائم بصورت آبریزش از دهان ، رعشه و لرزش اندام از نوع چرخاندن تسبیح ، لرزش اطراف دهان ، کندی حرکتی ، سفتی عضلانی ، راه رفتن در وضعیت خمیده و شتابزده بروز می کند . شروع و شدت علایم ثبت و گزارش شود و طبق تجویز پزشک معالج از داروهای انتی پارکینسون استفاده شود . با توجه به اینکه شروع اثرات درمانی این داروها با تاخیر 7 الی 28 روز بعد است به بیمار آموزش داده شود که حداقل دوره درمانی با این داروها 28 روز است و در صورت جواب به دارو ممکن است به مدت هشت ماه بعد از رفع علائم افسردگی ، تحت درمان با دوز نگهدارنده قرار گیرند . در ضمن باید از قطع ناگهانی دارو اجتناب کنند و دارو باید تحت نظر پزشک معالج در یک دوره سه الی چهار هفته ای بتدریج قطع شود .

  شوک درمانی الکتریکی ( ( ECT) Electroconvulsive Therapy )

  شوک درمانی در بیمارانی که بیماری آنان عود کننده است و یا در مقابل درمان مقاوم هستند و بیمارانیکه در خطر خودکشی هستند و یا از خوردن غذا امتناع می کنند و به درمان سریع نیاز دارند ، درمان انتخابی است مراقبتهای پرستاری قبل و بعد از شوک درمانی مانند عملهای جراحی عمومی است از علایم متداول پس از شوک درمانی ، فقدان حافظه و گیجی موقت است که بسیار مهم است وقتی بیمار بهوش می آید ، پرستار باید در کنار بیمار حضور داشته باشد تا ترس ناشی از فقدان حافظه کاهش یابد . باید به بیمار اطمینان دهید که این مشکل موقتی است و آنچه برایش اتفاق افتاده است ، توضیح دهید .

  بیمار را مجدداً به زمان و مکان آشنا کنید و اجازه دهید تا بیمار ترسها و اضطرابهای خود را در ارتباط با دریافت شوک درمانی بیان کند .

  

    خطر خودکشی

  هر زمان که بیمار افکار خودکشی را بیان کند و یا اعمال ، حرکات و قیافه های خاص به خود می گیرد که نشانگر افکار مربوط به خودکشی است ، پرستار باید مداخله کند . بطور کلی مراقبت از بیماری که بطور بالقوه در معرض خودکشی است ، بسیار دشوار است . تجربه و دانش پرستار در آن نقش بسزایی دارد . اولین قدم در مراقبت پرستاری ، تشخیص خطر خودکشی با توجه به معیارهای ارزیابی خودکشی و مشاهده دقیق الگوهای رفتاری بیمار است . که الگوی روزانه زندگی بیمار و تغییرات حاصله در آن مانند تغییر در خواب و خوراک ، رفتارهای بهداشتی ، عدم پذیرش رژیم غذایی ، تغییرات خلق رفتارهای پرخاشگری ، اختلال اعمال روزانه ، اضطراب ، کناره گیری ، انزوا طلبی باید به دقت بررسی ، مشاهده و گزارش شود . همچنین برقراری ارتباط با بیمار و توجه به پیامها و گفتارهای بیمار که بطور مستقیم یا غیر مستقیم است مربوط به افکار خودکشی بیمار باشد و با برقرار ارتباط صحیح با بیمار می توان روش و نقشه خودکشی بیمار را شناسایی نمود . به هر حال مراقبت از این بیماران کاری گروهی شیفت بعدی داده شود . اغلب خودکشی ها در جاهای کم رفت و آمد مانند گنجه لباس ، انباری ، اتاقهای خلوت ،توالت ، حمام و هنگام تعویض شیفت و یاز مانی که پرستاران سخت مشغول کارند ، بسیار مهم است . در مواردی که خطر خودکشی خیلی شدید است ، نیاز به محدودیت فیزیکی بیمار است و پرستار در ارتباط با این بیماران باید بطور مستقیم و غیر مستقیم این پیام را بدهد که به علت علاقمندی به زندگی بیمار او را محدود نموده اند و این بصیرت را در بیمار تقویت کند که افکار تخریبی او ناشی از بیماری است .

  ب ) مشکلات شناختی

  بیماران افسرده دید منفی دارند زیرا تفکر آنها براساس ایده ها و عقاید منفی استوار است و علیرغم کارها و مراقبتهای خوب و مناسب ، بد و منفی آنرا می بینند . اندیشه های منفی بیمار ممکن است در حد خفیف تا شدید بصورت هذیان بروز کند و احساسات بی کفایتی ، بی ارزشی و پوچی و گناه ، آنان را به سوی افکار خودکشی سوق می دهد .

  اقدامات پرستاری براساس افزایش عزت نفس و شناسایی و کنترل افکاری که بنای واقعی ندارند ، استوار است . بدین منظور برقراری ارتباط همدلانه ضروری است و در این ارتباط به بیمار نشان دهید که حرفهای او را درک می کنید ولی نه خود هذیانهای او را ؛ بنابراین بدون اینکه با بیمار بحث و جدل کنید و یا سعی در قانع کردن او داشته باشید ، حقایق را به او بازگو کنید . این روش برای نشان دادن اشتباه بیمار بکار نمی رود بلکه نشان دادن حقیقت در اصل پیشنهاد خط فکری دیگری به بیمار است که آنرا دنبال کند . بطور مثال بیمار بیان می کند که مبتلا به یک بیماری غیرقابل علاج و ناشناخته شده است ؛ در اینجا پرستار پاسخ می دهد نتایج معاینات و نتایج پزشکی این مطلب را تایید نمی کند . ایجاد شک و تردید منطقی باعث می شود بیمار در تفسیر خود از وقایع و موقعیتها تجدید نظر کند بدین نحو که با طرح سوال و تکرار حرف بیمار بصورت شک و تردید می توان او را به ارزشیابی دوباره اعتقاداتش تشویق نمود تا شک و تردید نسبت به حرف خودش ایجاد شود ؛ بطور مثال : (( این حرف بعید به نظر می رسد )) باید توجه داشت که تفکر منفی در بیماران افسرده یک فرآیند خودبخود است که خود او را از آن آگاه نیست و با دو روش می توان با آن مقابله نمود , اولاً از طریق انعکاس که پرستار همچون آیینه ای نگرشهای آنان را نشان می دهد و ضمن اینکه بیمار احساس می کند مورد درک و فهم پرستار واقع شده است ، حالت دفاعی و مقاومت او کاهش می یابد و به بیمار امکان می دهد بطور عینی درباره عقاید و عواطف وابسته به آنها بیشتر بیندیشد و آنها را بخشی از شخصیت خودش بداند . ثانیاً پرستار بیمار را بسوی تفکر مثبت سوق دهد بدین نحو که برای هر فکر منفی بیمار ، یک فکر مثبت شناسایی شود . بطور مثال ، بیماری که خود را آدم ترسویی می داند ، با به یادآوردن شجاعتها و موفقیتهای وی ، بیمار ممکن است به این نتیجه برسد که در مواقع خاص دچار ترس می شود .

  بیمار افسرده نباید در طولانی مدت تنها گذاشته شود زیرا اینکار منجر به تشدید گوشه گیری و افکار هذیانی او می شود و بیمار بعلت تنهایی و اضطراب افکاری را در ذهن خود خلق می کند و خود را با آن مشغول می کند ؛ وقت خود را بیشتر در رابطه با این افکار اختصاص می دهد و وقت کمتری برای تماس با واقعیت پیدا می کند . آنها احتیاج دارند افراد دیگری همراه آنان باشند و با آنان به صحبت بنشینند و در واقع پرستاران باید سعی کنند جانشین افراد خیالی شوند .

  ج ) مشکلات هیجانی

  بیماران افسرده نمی توانند هیجانهای خود را ابراز کنند ؛ خصوصاً خشم ، گناه ، غمگینی ، ناامیدی و اضطراب . آنها فکر می کنند چنین هیجانهایی مورد قبول واقع نمی شوند و غیر طبیعی هستند . غالباً این احساسها ناخود آگاه بوده و در نتیجه گاهی از احساس به شکلی برای بیمار تهدید آور است ؛ در نتیجه پرستار باید با نهایت دقت با بیمار برخورد کند و هرگز فکر نکند که تفسیر مستقیم احساسات خود صحیح و درمانی است ولی به شرطی که آهسته و باصبر و ح

 

وصله براساس ارتباط همدلانه باشد . بطور کلی بیمار افسرده نیاز خود را برای داشتن هم صحبت در محیط زندگی تکذیب می کنند ؛ ولی زمانیکه بدانند کسی به آنها توجه دارد و یا مایل است با آنها به صحبت بنشیند ، بطور ظریفی احساس ارزشمندی می کنند و اعتماد بنفس آنها افزایش می یابد . این بیماران باید تشویق شوند که در مورد مسائل و مشکلاتشان صحبت کنند و احساساتشان را بیان نمایند هر چند که ممکن است این گفتار توام با گریه باشد ؛ اینکار انها را آرام می کند و موجب آرامش خواهد شد ؛ لیکن اظهاراتی از قبیل (( همه چیز درست خواهد شد )) ، (( اصلاً در موردش فکر نکن )) ، هیچگونه هماهنگی با احساسات بیمار ندارند . در واقع باید ضمن برقراری ارتباط همدلانه آنها را به صحبت کردن بیشتر تشویق نمود و اظهاراتی از قبیل (( خیلی غمگین به نظر می آیید )) ، (( چه چیز باعث گریه شما شده )) ، (( آیا از چیزی رنج می برید ؟ )) (( لطفاً اگر مایلید در مورد آن صحبت کنید )) ؛ آنها را به صحبت کردن بیشتر تشویق می کند . نگرشی حاکی از پذیرش را به وی منعکس کنید و در این انعکاس به بیمار بفهمانید که می توانید دنیایی را که او احساس می کند به نحو صحیحی دریابید . نگرشی حاکی از پذیرفتن به او نشان می دهد که بیمار فردی ارزشمند است و بدین ترتیب حس اعتماد افزایش می یابد . آگاهی و پاسخگویی به احساسات بیمار مهارتی است که باید بدون توجه به ماهیت احساس ( مثبت یا منفی ) و بدون توجه به جهت احساس ( بطرف خود یا دیگران ) صورت پذیرد . بطور مثال اگر بیمار نسبت به پرستار ابراز خشم کند ، حالت دفاعی به خود نگرید ، اجازه دهید بیمار در محیطی عاری از تهدید ، احساسات خود را بیان کند و بدین طریق بیمار را در مواجه شدن با موضوعات حل نشده یاری دهید و شرایطی را فراهم نمایید تا بیمار خشم انباشته شده را از طریق ورزشهای جسمی مانند والیبال ، مشت زدن به کیسه بوکس ، و دوچرخه سواری ، تخلیه کند . ورزشهای جسمی روشی مطمئن و موثر جهت تخلیه تنش انباشته شده است و موجب کاهش اضطراب و افسردگی خواهد شد . در ضمن بیمار را با مراحل طبیعی غم و اندوه ، احساساتی مناسب و قابل قبول است ؛ زیرا آگاهی از پذیرفته شدن احساسات مربوط به غم و اندوه طبیعی به بیمار کمک می کند تا از احساس گناهی که این واکنشها در او ایجاد کرده است کاسته شود .

  د ) مشکلات رفتاری

  فقدان انرژی باعث می شود که برآوردن نیازهای جسمی برای بیمار ناراحت کننده باشد ؛ زیرا کوشش بسیار زیادی برای کمترین کار لازم است . مادامیکه در فعالیتهای فیزیولوژیکی بدن وقفه وجود دارد ، حالت عاطفی نیز تغییر نمی کند . خلق افسرده زمانی بهتر می شود که اعمال فیزیولوژی بدن بهتر شود . تحرک زیاد سبب ایجاد ماده شیمیایی بنام اندورفین (Endrophin ) می شود که این ماده موجب بالا بودن خلق می گردد بنابراین از اقدامات مهم پرستاران ، فعال کردن بیمار است . پرستار با همکاری بیمار فعالیتهایی را تنظیم می کند که با اهداف درمانی منطبق است . دخالت دادن بیمار در طرح و برنامه درمان ، مسئولیت تغییر را به عهده بیمار می گذارد و این به بیمار نشان می دهد که می تواند در خود تغییر ایجاد کند و در نتیجه در او امید به آینده را بوجود آورد . در ابتدا پرستار باید دریابد که آیا بیمار آماده شرکت در فعالیتها هست یا خیر ، سپس موقعیتهای را ایجاد کند که شرکت بیمار در آنها میسر شود . بیماران افسرده در جمع و براساس احتمال موفقیت وی برنامه ریزی می کند . زیرا عزت نفس بیمار پایین است و اگر پرستار انجام کاری را به وی محول کند که از عهده آن برنیاید ، عزت نفس او کاهش خواهد یافت . شکست ، احساس درماندگی ، بیچارگی و بی ارزشی را در بیمار تقویت می کند . ضمناً برنامه هایی که برای بیمار افسرده تنظیم می شود ، نباید نیاز به صرف زمان زیادی داشته باشد زیرا قوه تمرکز بیمار افسرده کاهش یافته است . فعالیتها و کارهایی که زود انجام می گیرد و مخصوصاً بیمار حتماً در انجام ان موفقیت کسب می کند ، جنبه درمانی بسیاری دارد . باید به آنچه که بیمار انجام می دهد توجه شود ؛ نه گذشته و نه آینده . تقویت مثبت باید براساس عملکرد واقعی بیمار استوار باشد . پرستاری که با بیمار صادق است ، موجب احترام و اعتماد بیشتر بیمار می شود . سایر فعالیتهای درمانی شامل تمرینات ورزشی مناسب است که اغلب همراه با احساس سلامت از طرف بیمار است و در نتیجه سبب کاهش احساس اضطراب و افسردگی خواهد شد . فعالیت درمانی ، کلاسهای ورزشی ، قدم زدن ، شنا کردن و دوچرخه سواری فرصتهای خوبی را برای افزایش حرکت بدن ایجاد می کند و این کارها تنش را نیز می کاهد . با پیشرفت حال عمومی بیمار ، نیاز به تفریحاتی مانند بیرون رفتن ، سینما رفتن ، صرف شام در رستوران ، شرکت در اجتماعات ورزشی و غیره بیشتر می شود .

  مداخله با خانواده

  بستری شدن بیمار در بیمارستان روی خانواده تاثیر می گذارد و الگوی تعاملی در خانواده را به هم می زند و در اینجا مداخله در الگوهای خانواده لازم است . وقتی یکی از اعضای خانواده به بیمارستان می رود ، سایر اعضای دیگر دچار تنیدگی می شوند ؛ بین اعضای خانواده ، فردی که بیمار را دوست دارد ، ممکن است دچار افسردگی ، خشم ، احساس گناه و اضطراب و یا دچار گیجی شود . در چنین مواقعی باید خانواده را حمایت نمود . قبل از اینکه بتوانیم به خانواده کمک کنیم باید الگوهای تعاملی بین اعضاء را شناسایی نمود ؛ نقشی که هر یک از اعضای خانواده ایفا می کنند ، شناسایی شود و اینکه ارتباط و اهمیت بیمار برای اعضای دیگر خانواده چگونه است ؛ خاطرات و تجربیات مشترکی که بیمار با سایر اعضای خانواده دارد ، غالباً مساله ساز است ؛ بطوریکه می تواند احساس گناه ، ناراحتی و عصبانیت را برانگیزد . همینطور وابسته بودن بیمار به خانواده موثر است و یا ممکن است بیمار تصورات و اعتقادات غیر واقعی راجع به خانواده خود داشته باشد . پرستار باید روی این عوامل تاثیر گذار باشد و احساسات متقابل را درک کند و بشناسد . ممکن است بیمار به گذراندن ساعاتی در کنار خانواده خود احتیاج داشته باشد ، که این نیاز باید تامین شود . پرستار باید به بیمار کمک کند که بتواند به راحتی جدایی و دوری از خانواده را تحمل کند ؛ برای مثال ممکن است که احساس ناراحتی بیمار بدنبال مرگ یکی از اعضای مهم خانواده ایجاد شده باشد و او یک منبع حمایتی و احساسی را از دست داده است و امکان دارد احساس کند که هیچکس نمی تواند جای او را بگیرد . در اینجا پرستار باید به بیمار کمک کند که سایر ارتباطات رضایت بخش را که می تواند وابستگی او را کمتر کند ، پیدا نماید . فرد افسرده نیازمند است که دید غیر منطقی نسبت به خود را تغییر دهد و پرستار باید بتواند به چنین فردی کمک کند تا احساس جدا بودن و کامل بودن خود را بعنوان یک فرد ، یعنی فردی که وابسته به دیگران و یا خانواده نیست ، ایجاد کند . همچنین پرستار باید افسردگی را در سایر اعضای خانواده شناسایی کند ، که باید پیگیری و درمان شود . افراد خانواده باید بدانند که فرد افسرده اغلب به احساسات آنها که ناشی از عشق و علاقه است ، بطور منفی پاسخ می دهد . عدم آگاهی به این مطلب باعث می شود فردی که به بیمار افسرده اهمیت میدهد ، احساس کند که تمام نیروی وی گرفته شده و بالاخره هم توسط بیمار طرد شده است.

  مداخله در جامعه

  بیماران افسرده غالباً دچار کمبود و فقدان مهارتهای ارتباط بین فردی هستند و در روابط و موقعیتهای اجتماعی احساس ناراحتی می کنند کاهش اعتماد بنفس معمولاً باعث می شود که این افراد خودشان را در موقعیتهای اجتماعی بی تاثیر ، بی قدرت و مضر احساس کنند . بیمار تصور می کند تنهایی را که تجربه کرده به عنوان حالتی منفی یا تهدید کننده بر او تحمیل شده است . بدین دلیل پرستار باید با بیمار وقت صرف کند و این ممکن است فقط بصورت ساکت نشستن در کنار بیمار باشد . حضور پرستار به بیمار کمک خواهد کرد تا خود را فردی ارزشمند درک کند و از طریق تماسهای مکرر و مختصر ، نگرشی حاکی از پذیرفتن بیمار ، ارتباط درمانی پرستار با بیمار شکل می گیرد . پس از اینکه بیمار در یک رابطه رویارو احساس راحتی کرد ، او را تشویق به حضور در فعالیتهای گروهی کنید . ممکن است لازم شود که در چند جلسه اول به منظور حمایت از وی با او در گروه مشورت کنید ، چنانچه اضطراب بیمار در گروه افزایش یافت ، به وی اجازه دهید تا از آن خارج شود . برای تعامل داوطلبانه بیمار با دیگران ، باز خورد مثبت فراهم آورید . همینکه بیمار احساس کند فرد مفیدی است ، می تواند زندگی اش را اداره کند و احساس قدرت و توانایی خواهد کرد.